تاثیر رنگ در ادراک فضاهای شهری

یکی از عواملی که میتواند نقش بسزایی در درک هرچه بهتر فضاهای شهری داشته باشد ” رنگ ” است، رنگ ها قادرند فضاهای بیمعنی را تبدیل به فضاهای معنادار کرده و سبب خوانایی شهرهاو حتی محلات شهری گردند و احساس خوشایند و مطلوبی از شهر را در شهروندان ایجاد نمایند که این امر سبب احساس تعلق به شهر و تقویت هویت شهری و حتی محلی در شهروندان میگردد.
تأثیر رنگ در منظر عمومی یک شهر رنگبه عنوان یکی از مهم ترین عناصر بصری میتواند نمودی فعال و تأثیرگذار در منظر عمومی یک شهر داشته باشد. با این همه ضوابط و اصول مرتبط با کاربرد رنگ در شهرها مدون نشده و این بخش از زیباسازی شهرها بر پایه سلیقه های مدیران و کارشناسان هدایت میشود. به جرات میتوان گفت که در حال حاضر هیچ گونه ضابطه ای حتی به لحاظ نظارت تخصصی، بر روند رنگ آمیزی شهری حاکمیت ندارد و در بیشتر مناطق شهری بدون هر گونه کار کارشناسی و تنها بر پایه سلیقه های شخصی به این مهم مبادرت میورزند.
به عقیده کارشناسان تغییرات پی در پی کادر مدیریتی، تخصصی نبودن تصمیم گیریها در سطح خرد و کلان از دلایل نابسامانی و معضلات رنگ در منظر شهری است . تأثیر انتخاب رنگ، نوع رنگ، جنس رنگ و محل رنگ آمیزی در مناظر شهری آن قدر مهم است که در کشورهای اروپایی، کمیته های نقاشی دیواری برای 15 سال آینده شهر هم سیاست گذاری و برنامه ریزی نموده و پیش بینیهای لازم در صورت تغییر بافت ها و معماریها سال های آینده را هم در نظر میگیرند و بر همین اساس برنامه های آینده نقاشی و گرافیک شهری را تدوین می کنند.
نوع رنگ می بایست بر پایه پژوهش های رنگ از منظر روان شناسی شهری و طبقه بندی نیازهای رنگی بر اساس فرهنگ هر منطقه انتخاب گردد. تقسیمات منطقه ای، عناصر مختلف شهری، معماری و بافت منطقه ای از معیارهای اصلی رنگ آمیزی شهری محسوب میشوند. در تقسیمات منطقه ای عناصری مانند ویژگیهای منطقه به لحاظ اقلیمی و آب و هوایی، ویژگیهای فرهنگی، مبلمان، علائم هدایتی، کیوسک ها، جدول ها، نرده ها و پل های عابر مورد توجه قرار میگیرد
. انتخاب رنگ در فضای سبز نیز با توجه به رنگ بندی در گل آرایی و فضای سبز، هارمونی رنگ های طبیعی فضای سبز با رنگ حصار ها و عناصر جنبی موجود در فضا و معماری، پژوهش های تکنولوژیک و شیمیایی رنگ و مصالح ماندگار و سازگار با شرایط محل و شرایط اقلیمی آن، تعیین میشود. وجود رنگ مناسب در یک محیط شهری با مبلمان فرسوده و بیروح زمینه را برای ایجاد نشاط و آرامش در شهروندان آماده میکند و هم چنین عاملی برای کمتر به نظر رسیدن این خرابیها و فرسودگیها میباشد.
نتیجه گیری رنگ ها نیروها و انرژی های درخشنده ای هستند که چه آگاه و چه ناخودآگاه روی ما اثر مثبت و منفی خواهند داشت. رنگ ها با تمامی عوامل و جزئیات زندگی ما چنان رابطه تنگاتنگی دارند که باید گفت همانند پله هایی هستند که وجود فیزیکی و روحی انسان ها را با سایر جزئیات و پدیده های جهان هستی در ارتباط قرار میدهند.
در گذشته رنگ ها را متناسب با شرایط اقلیمی و فرهنگی هر منطقه به کار میبردند مثلاً در مناطق سردسیری کشور از رنگ های گرم و در مناطق گرمسیری از رنگ های سرد استفاده میکردند اما متأسفانه در طراحی فضاهای شهرهای امروز کمتر به تناسبات رنگی، اقلیمی و فرهنگی توجه میگردد.
یکی از راه هایی که میتواند فضاهای شهری شامل فضاهای مقدس و نامقدس، فضاهای عمومی، فضاهای کارکردی را از فضاهای مسکونی، اداری، اوقات فراغت، حمل ونقل عمومی و . . . به خوبی برای شهروندان مشخص و تعریف نماید کاربرد صحیح رنگ ها میباشد و در مجموع برای رسیدن به اهدافی همچون کارکرد مناسب، زیبایی بصری، هارمونی فضایی و تأثیرات محیطی مؤثر، مستلزم استفاده هماهنگ، منسجم، معنیدار و زیبا از عناصر طراحی و رنگ ها میباشد.

Related Posts

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *